mooooz_memer
22 لایک
mooooz_memer ((داستان داخل کامنت ها ))
2025/01/13mahanmalmyr
فورسام؟
mooooz_memer
داستان: خب دوستان این داستان از نقل یک پلیس آلمانی هستش که درباره زندگی یک مرد کشته شده(خاطرات آن مرد) میگه:من عادت داشتم شب های یکشنبه،همیشه ساعت ۸ به استخر محلی برم.اون زمان تقریبا خلوت بود و استخر خالی و ساکت خیلی حال میداد.
mooooz_memer
چیز هایی که در دفترچه خاطرات مرد پیدا شده: من اصولاً هر شب به اونجا میرم.
mooooz_memer
چیز هایی که در خاطرات پیدا شده²: راستش ، معتاد این کار شدم....روز بعد:امروز به استخر رفتم...یه چیز عجیب دیدم...دیدم که یه موجود توی سیاهی داره حرکت میکنه و به سمت من میاد...الان داخل یکی از سالن های استخر هستم..میترسم که اون موج.....
mooooz_memer
و جسد این مرد، ۲۴ ساعت بعد پیدا میشه و به پلیس گزارش میشه ولی هنوز هیچکس نمیدونه که اون موجود چیه
mooooz_memer
و بگم که یکی از برگه های این دفترچه خاطرات کنده شده و جای اون توی دفترچه مونده.
mooooz_memer
نه داش داستان رو الان نوشتم بیا بخون
m13
منم همین به ذهنم رسید😅
m13
آتوسا🌚
mahanmalmyr
استخر رشت
malijack
استخرای قزوین:
m13
دیگه ترسیدم وارد جزئیات بشم👹
gngngng
نیست
ساخته شده با
توسط
Aligator